وقتشه که با سبک زندگی موتوری بیشتر آشنا بشیم. دیدین بعضیا میگن ما عشقِ موتور داریم؟! در اصل اونا تموم برنامههاشونُ با موتور میچینن. همون قدر که به خودشون فکر میکنن و اهمیت میدن، همون قدرم به موتورشون اهمیت میدن. اما سبک زندگی موتوری فقط مالِ عاشقای موتور نیست!! هرکی که موتور رو برا یه هدفی، حتی کوچیک، انتخاب میکنه، عملا وارد سبک زندگی موتوری میشه. هر کسیَم باید نسبت به استفاده از موتورش، به سبک زندگی موتوری توجه کنه. مثلا کسی که موتورُ برا کار استفاده میکنه، نسبت به کسی که فقط برا رفت و آمد موتور سوار میشه، بیشتر باید با این سبک زندگی عجین بشه. اما بیشتریا این سبک زندگی رو به سفر و کمپین موتورسواری میشناسن. یا افرادی که حرفهای دارن تو رشتهی مسابقات موتورسواری شرکت میکنن. کاملا درسته. این نوع زندگی با این چیزا شروع شد، ولی ما میخوایم اونو گسترش بدیم تا هرکی که موتورسواری میکنه، خودشو به عنوان عضوی از این خونواده بدونه.
موتورسواری (زندگی موتوری)
بذارین گپمون رو با این سوال شروع کنیم که چی باعث میشه ما این سبک زندگی رو انتخاب کنیم؟ پاسخ به این سئوال برا هر کدوممون یهچیزه. یکی برا تفریح انتخاب میکنه و یکیَم برا سر کار رفتن. اما موتور چندتا ویژگی داره. ویژگیهایی که تو همهی موتورا هست و بیبرو برگشت تو انتخاب ما هم دخیلا. حالا میتونن مستقیم دخیل باشن، میتونن هم غیر مستقیم. ولی در هر صورت هستن.
- آزادی: شاید بزرگترین دلیل جذاب شدن سبک زندگی موتوری، حس آزادیِ كه به ما منتقل میکنه. اگه قوانین رو فاکتور بگیریم، ما با موتور میتونیم مسیرایی رو بریم که با وسیلای مثل ماشین نمیشه رفت. میتونیم از جادههای خاکی، آسفالت، باریک و حتی جنگل گذر کنیم. همین که موتور بهِمون دسترسی خیلی بیشتری نسبت به ماشین میده، خودش نشونهی آزادیه.
- سرعت: و اما سرعت. وقتی حرف از عشق موتور میشه، سرعت و هیجان حرف اولُ میزنه. بعضی وقتا سرعت استرس آدمو کم میکنه. البته که نه هر جایی!! جایی که بشه این استرس و هیجان رو خالی کرد. مثل پیستای موتورسواری.
- ماجراجویی: این ویژگی متعلق موتوره. جوری که یه کلاس به نام ادونچر مختصِش ساختن. شاید بعضیا بگن برا ماجراجویی لزومی به داشتن موتور نیست. این حرف درسته، ولی ماجراجویی با موتور یه چیزه دیگهست. میشه باهاش مسیرایی رو رفت که با هیچ وسیله نمیشه. مثل جنگ، ساحل و …
- لذت: لذت بردن از زندگی، هدفی که همهمون دنبالشیم و سبک زندگی موتوری میتونه یکی از راههای اون باشه. البته که لذت برا ما ایرانیا حرومه. حرومم نباشه کاری میکنن که خودمون حرومش کنیم. کاریَم نمیشه کرد و باید باهاش کنار بیایم. پس بهتره تو حال پیشبریم. البته منظورمون از لذت، به همین کلمه ختم نمیشه. آرامش مالی، آرامش عاطفی و …
- هنر: ما هنر رو به سینما، نقاشی، معماری و … میشناسیم. ولی هنر فقط اینا نیست. موتورسواری هم یه نوع هنره و موتورسوارم هنرمند اونه. هنرمندای این رشته با هنرشون آثار زیادی رو خلق کردن و حتی بعضیاشون تبدیل شدن به الگوی یه جامعه.
- ورزش: و آخرین مورد، رشتهی موتورسواری. از موقعی که موتور یکم شکل بهتری به خودش گرفت، مسابقات موتورسواری هم برپا شد. به جرعتم می ةونیم بگیم که یکی از ورزشهای پرهیجان، همین مسابقات موتورسواریه.
اینم از ویژگیهای اولیهی سبک زندگی موتوری. ولی همون طور که گفتیم، سبک زندگی موتوری وسیعتره. اما سوال اینجاست که چه جوری این روش زندگی رو یاد بگیریم؟

چطوری موتورسوار بشیم؟ (شروع زندگی موتوری)
شرط اول زندگی موتوری، همون طور که از اسمش پیداست، داشتن موتور سیکلته. اما فقط داشتن موتور ملاک نیست!! این سبک زندگی هم مثل سبکای دیگه، به آموزش و مهارت نیاز داره. اینکه بلد باشیم چه طوری تعادل وسیلهای که رو ۲تا چرخ حرکت میکنه رو حفظ کنیم. در کل شروع موتورسواری ۳تا بخش اصلی داره. آمادگی، یادگیری و مهارت که تو این فصل مختصر در موردش گپ میزنیم و تو فصلای بعدی حسابی در موردشون حرف میزنیم.
- آمادگی: آمادگی داشتن یعنی چی؟ ما هر وقت بخوایم کار جدیدی رو شروع کنیم، قبل از اینکه بخوایم یاد بگیریم، باید در موردش تحقیق کنیم. ببینیم اصلا میتونیم از پی اون کار بربیایم. علاقه داریم که خودمون رو وقف بدیم؟ اصلا چه قوانینی داره؟ بله برا شروع باید این شرایط رو تو خودمون بسازیم و وقتی آمادهی شروع سبک زندگی موتوری کنیم، اونوقت میریم سراغ یادگیری و آموزش موتورسواری.
- آموزش: بعضیا هستن که موتورسواری رو قبل از سن قانونیشون یاد گرفتن. حالا یا کسی بهشون یاد داده یا خودشون انقدر تمرین کردن تا یاد گرفتن. اما بعضیا هستن که شدیدا علاقه به این سبک زندگی دارن، ولی موتورسواری رو بلد نیستن. اینجاست که باید بریم سراغ آموزشگاههای رانندگی. ثبتنام کنیم و تو کلاسهای تئوری و عملی شرکت کنیم.
- پیشرفت: اما فقط یادگیری کافی نیست. ما برا اینکه تو هر چیزی پیشرفت کنیم و مهارتمون بیشتر بشه، باید تا میتونیم تمرین کنیم. هر چه قدر تجربهمون تو رانندگی بیشتر بشه، در اصل مهارتمون که داره پیشرفت میکنه. ولی این مهارت بازم برا موتورسواری کافی نیست!! یعنی چی؟ بلاخره موتور یه وسیلهی مکانیکی که داره با یهسری قطعه حرکت میکنه و احتمال اینکه تو مسیر یه اتفاقی براش بیفته هست. خب حالا باید چیکار کرد؟

چطوری از موتور سواری لذت ببریم؟
ما از هرکی بپرسیم که موتور چه مزیتایی داره، متفقالقول میگن، وسیلهی خیلی کاربردیِ مخصوصا برا شهر، اما خیلیم خطرناکه. بله کاملا درسته. وسیلهای درجه یک، ولی پرخطر!! برا همین ما باید یهسری موارد رو رعایت کنیم تا بتونیم بیشتر از این سبک زندگی لذت ببریم.
- امنيت خودمون: امنيت عامل اصلی حیات بشرِ و چیزی که هممون دنبالشیم. ولی تو سبک زندگی موتوری باید بیشتر بهش توجه کرد. اولین نکتهش هم، قوانینی که قراره خودمون برا خودمون بذاریم و رعایت کنیم. لباس مناسب بپوشیم، تو حین رانندگی حواسمون به اطرافمون باشه و خلاصه هر چیزی که مربوط به خودمون و امنیت زندگی موتوریمون رو تضمین میکنه.
- آگاهي از سلامت موتورمون: حالا باید بریم سراغ موتورمون. اینکه کی روغنش رو عوض کردیم، لنت داره یا نه، باد لاستیکاش تنظیمه، اصلا از حالا موتورمون خبر داریم؟ تموم این مواردم تو امنیت ما تاثیر میذاره. اما بازم روش ننویشته، یههو یه اتفاقی میفته که ما ازش غافلیم!!
- ابتكار داشتن: تو موتورسواری، ما باید آمادگی یه اتفاق غیر منتظره رو داشته باشیم. مثلا داریم از تو یه کوچهی اصلی رد میشیم که یههو یه ماشینم از یه کوچه فرعی میاد بیرون. اینجاست که ما باید با سرعت عمل و ابتکارمون، از حادثه فرار کنیم. از اینجا به بعد که میتونیم خودمون رو یه موتورسوار نیمه حرفهای به بالا بدونیم. البته یه موتورسوار حرفهای، هیچ وقت به خودش مغرور نمیشه و همیشه در حال یادگیری.
خب اینم از شروع سبک زندگی موتوری. اما میخوایم سراغ یه مبحث دیگه بریم. یکی از لذتای زندگی موتوری، سفر با موتوره. اما متاسفانه با این اوضاع گرونی، به این راحتی نمیشه. سفر با موتور، به موتوری نیاز داره که مخصوص این کار باشه و همه در توانشون نسیت که همچین موتوری بخرن. ولی بلاخره یه روزی درست میشه. یه روزی میاد که ما خشت میذاریم و شما سیمان… و اما سفر با موتورسیکلت…
سفر با موتور سیکلت
مسافرت رفتن با موتور، هیجان انگیزترین نوع سبک زندگی موتوریه. اینکه بدون داشتن سقف، آزادی عمل بیشتر، نسیمی که مستقیم به صورت میخوره، با وضوح بالا طبیعت رو دیدن و … لذت و هیجانی که قابل قیاس با ماشین نیست. اما سفر با موتور نسبت با هر وسیلهی دیگه، به تجهیزات و برنامهریزی دقیقتری نیاز داره. اصلا قراره چه نوع سفری بریم؟ ماجراجویی و طبیعتگردی یا مقصدی مشخص که جادش آسفالته؟

چه موتورسیکلتی برای سفر مناسبه؟
هر سفری یهسری نیازای اولیه داره. حالا اگه اون سفر قراره با وسیلهی شخصی باشه، انتخاب اون وسیله مهمه. البته انتخاب وسیله هم باید طبق سفرمون باشه. یعنی چی؟ یعنی اینکه نمیشه با یه موتور جادهای تو مسیرای خاکی و ناهموار رفت. موتور باید با قصد سفرمون سنخیت داشته باشه. اگه میخوایم دلو بزنیم به دشت، صحرا، کوه و جنگل، باید تورینگی انتخاب کنیم که قابلیت طبیعتگردی رو داشته باشه. یعنی ادونچر. اگه هم میخوایم یه مسیر تهران تا شمال بریمو اونجا هم یه ویلا اجاره کنیم، بدون اینکه بخوایم با موتور تو طبیعت بگردیم، باید تورینگ معمولی انتخاب کنیم. البته که بیشتر تورینگامون تو ایران از نوع ادونچر متاسفانه. موتورای تورینگ مثل صنوق عقب ماشین، محفظهی حمل بارهم دارن برا مسیرای طولانی. اما اگه مسیری که میخوایم بریم جادهای و کوتاهِ، میشه از موتورای استریت فایترم استفاده کرد. این موتورا فضای حمل بار مثل تورینگا ندارن، ولی هم قدرت خوبی دارن و هم مناسب مسافرت جادهایَن. با این حال هر کدومو که انتخاب کنیم، باید یهسری تجهزات همراهمون داشته باشیم.

چه وسایلی برای سفر با موتور نیازه؟
اگه ما یه سفر ۱ روزه، اونم با اتوبوس و تور بخوایم بریم، یهسری وسیله با خودمون میبریم. اما وقتی بخوایم با موتور سفر کنیم، وسایل بیشتری باید با خودمون حمل کنیم. یهسری از این وسایل که خب شخصیَن، اما یهسری دیگه هستن که مربوط به موتور میشن و وجودشون لازمه. کوله یا محفظهی حمل بار که واجبه هیچی، اما چه تجهیزاتی رو باید با خودمون داشته باشیم:
- لباس مناسب: اول از همه باید لباس مناسب داشته باشیم، روش که ننویشته، یههو بارون میگیره، یا اصلا گرد و غبار میشه. پس باید تجهیزات پوششی خودمون رو کامل دنبالمون ببریم. وسایلی مثل: عینک، لباس مناسب فصل، کفش یا بوت مناسب، کلاه کاسکت، دستکش و ….
- ابزار و قطعات یدکی: ما تو شهرم که رانندگی میکنیم، احتمال خرابی موتور یا یکی از قطعاتش هست. حالا اگه قرار باشه بریم سفر، احتمال خرابی بیشتر میشه. پس باید ابزار و قطعات یدکی که بیشترین استفاده و کاربرد رو دارن، نبال خودمون داشته باشیم. البته که باید از مسائل فنی موتورم اطلاعات داشته باشیم.
- جعبه کمکها اولیه: رفقا شدیدا این موردُ جدی بگیرین. جای خیلی زیادیم نمیگیره. یه کیف کوچیکیِ که توش، پانسمان، چسب زخم، کاتر، پارچه، الکل، بتادین، مسکن، قرص استامینوفن و خلاصه هرچی که مربوط به جراحت و آسیب دیدگیه.

مسابقات موتور سواری
موتورسواری یکی از رشتههای هیجانانگیز و پراسترس که قدمت دور و درازی هم داره. اوایل مسابقات انقدر پیشرفته و گسترده نبود. ولی با اومدن سبکای مختلف موتورسواری، مسابقات موتورسواری هم سبکای مختلفی به خودش گرفت. کلاسایی مثل سرعت، استقامت، زمان و خلاصه هر چیزی که توانایی رسیدن بهش به عنوان برگ برنده رو با یه وسیله داشته باشه. تو فصل مسابقات موتورسواری، داستان شکلگیری این مسابقات رو تعریف میکنیم. اما برا اینکه دست خالی نریم یه اشارهی کوچیکی بهشون میکنیم.
اگه بخوایم مسابقات موتورسواریُ تقسیمیندی کنیم، باید به ۳ دستهی سرعت، استقامت و فان تقسیم کرد. بقیه کلاسای، زیرمجموعهی این دستههان. مثلا مسابقاتی که زمان توش مهمه، یهجورایی مربوط میشه به مسابقات سرعت. حالا میخواد تو پیست باشه، میخوادم تو جاده باشه. ولی در کل میشه گفت مسابقات موتورسواری پرچالشترین رشتهی ورزشیه. آدرنالین بالا، ریسک بالا، خطرات بالا و …. خلاصه که تهِ سبک زندگی موتوری همینجاست. جایی که بعضی آدما تبدیل میشن به قهرمانان موتورسواری و اسمشون تو تاریخ ثب میشه. حالا که تا اینجا اومدیم، بذارین با چندتا از این قهرمانا آشنا شیم…

قهرمانان موتور سواری
- جورج رابرت دانلپ: جورج رابرت دانلپ متولد سال ۱۹۵۲ میلادی، یه موتورسوار ایرلندی که تو کلاس سرعت، اسمش به عنوان یکی از بهترین و پرافتخارترین موتورسواران تاریخ ثبت شده. دانلپ تو ۲۶ سال فعاليت حرفهایش، ۲۶ مدال طلای رقابتهای جزیره من (TT) رو کسب کرد و از این حیث رکوردار جهانه. همچنین تو رقابتهای نورث وست ۲۰۰ (NW200) هم تونست ۱۳تا مدال طلا به دست بیاره. جورج که سال ۱۹۸۵ به عنوان لژيون شكست ناپذير پادشاهی منصوب شد بود، سال ۲۰۰۳ تو مسابقات نورث وست ۲۰۰ در اثر سقوط با موتور سیکلت، جان خودش رو از دست داد. جورج یکی از قهرمانان ملی ایرلند شمالی و یکی از بزرگترین ورزشکاران تمام دوران این رشتهی ورزشیه.
- والنتینو روسی: والنتینو روسی ایتالیایی در سال ۱۹۷۹ متولد شد و یکی از بزرگترین و محبوبترین موتورسوارانه تاریخه. تو کلاس MotoGP، بالاترین کلاس رقابتهای جهانی موتورسواری سرعت، والنتینو ۹تا قهرمانی جهان و بیشترین تعداد پیروزی با امتیاز ۶۳۳۸ در تاریخ MotoGP داره.
- مارک مارکز: و آخرین قهرمان جهان که میخوایم معرفی کنیم، مارک مارکز اسپانیایِه. مارک که در سال ۱۹۹۳ متولد شده، به عنوان جوونترین و بااستعدادترین موتورسوار تاریخ شناخته میشه و با کسب ۶ قهرانی پشتسره هم تو مسابقات MotoGP، از این حیث رکورداره.
اینم از قهرمانان مسابقات موتورسواری در جهان. اما جا داره که یادی کنیم از محمد جواد فالیزوانیان، یکی از قهرمانان رشته کراس. زنده یاد جواد فالیزوانیان، رکوردار پرش با موتور ایران و آسیا بود که در سال ۱۳۸۴، موقع پرش از روی ۲۲تا اتوبوس، جان خودش رو از دست داد. یادش گرامی و روحش شاد.

حرف آخر
خب رسیدیم به حرف آخر زندگی موتوریمون. آخرش یکم تلخ تموم شد. این همه از لذتو هیجان گفتیم، ولی آخرش… بله رفقا سبک زندگی موتوری هیجان و لذتش زیاده، ولی خطراتش هم زیاده. ما هیچ وقت نمیتونیم بگیم که تو موتورسواری یا تو هر چیزه دیگهای، حرفهای شدیم و دیگه نیازی به آموزش و یادگیری نداریم. ما همیشه در حال یادگیری هستیم و هروقت به این نتجیه رسیدیم که همه چی بلدیم، در اصل به نقطهای رسیدیم که هیچی بلد نیستیم. هممون این حرفا و این شعارا رو بلدیم، ولی خداییش عمل میکنیم؟ ولی قراره عمل کنیم دیگه نه!؟ قراره که خونوادهی سبک زندگی موتوری رو گسترش بدیم. پس بیایم بجای شعار، عمل کنیم. از زندگی موتوریمون و هیجاناتش لذت ببریم. مخصوصا کسایی که تازه میخوان وارد این سبک زندگی بشن. چون اونا باید محتاطتر باشن. اما چه جوری باید راه و رسم زندگی موتوری رو یاد گرفت؟ اصلا چه جوری میشه موتورسواری یاد گرفت؟ تو فصل بعد با راه و رسم اولیهی موتورسواری آشنا میشیم.
اگه سوال یا نظری در این خصوص دارین، در قسمت کامنتها با ما درمیون بزارین 😊

